یک عضو روزنامه توقیف شده وابسته به نفاق جدید نکات جالبی درباره دوران حضور در این روزنامه بازگو کرد.
روزنامه زنجیره ای سلام در تیرماه ۸۸ ضمن تحریف یک سند محرمانه وزارت اطلاعات، آشوب از پیش برنامه ریزی شده و هماهنگ با سرویس های جاسوسی غربی و اپوزیسیون ضدانقلاب را کلید زد و به همین دلیل هم توقیف شد.
«محمد-ش» با اشاره به حضور خود در این روزنامه و در مطلبی که بوی سابقه سازی اپوزیسیونی برای خود جهت مصارف بعدی را می دهد، مدعی بازداشت توسط وزارت اطلاعات در سال ۶۶ و ۱۶ماه بازداشت می شود و سپس با اشاره به پرکردن فرم استخدام در روزنامه سلام می نویسد: از نظر من این فرم فرمالیته بود مانند برخی استخدام ها که غالبا با برنامه از پیش چیده شده فرد مورد نظر استخدام می شود. وقتی به روزنامه آمدم معلوم بود که افراد گلچین شده اند و آنها از پیش هم اطلاعاتی از من داشتند و هم مرا می شناختند و برای همین هم همان روز فعالیتم را شروع کردم. اولین دیدارم با سعید حجاریان (از معاونین مستعفی ری شهری در وزارت اطلاعات) بود. او نخست مرا به سرویس سیاسی برد تا با ابراهیم اصغرزاده آشنا کرد… من در سرویس گزارش از همان پیش شماره روزنامه مشغول شده بودم که از حاجی آقاموسوی خوئینی برایم پیغام آوردند که نباید در روزنامه کار کنم و البته بعد از چند روز دوباره پیام آورده شد که می توانم کار کنم به شرط آنکه فقط فعالیت اجرایی داشته باشم و نوشته ای از من چاپ نشود. اما خصوصا با زمزمه های انتخابات ریاست جمهوری این اجازه را یافتم که ۵۰ مقاله و گزارش بدون نام و بعدها با نام اصلی و مستعار در روزنامه منتشر کنم. این روند تا سالگرد دوم خرداد ۷۶ ادامه داشت تا اینکه گزارش «دوم خرداد» انقلاب در انقلاب را نوشتم و بعد مجبور شدم مطالب بعدی را با اسم مستعار بنویسم.
وی با انتقاد از فرصت طلبی های گردانندگان روزنامه سلام، همین امر را یکی از دلایل به بن بست رسیدن سلام پیش از تعطیلی توصیف کرد و نوشت: از نظر من و خیلی ها، استفاده خاتمی از همان مدیران اسبق و آزموده شده ها و نیز بیش از حد مماشات کردن و عقب نشینی از روندی که برایش ترتیب می دادند و یکی دیگر از دلایل تعطیلی سلام هم این بود که با آغاز دوران ریاست جمهوری خاتمی، اکثر نیروهای روزنامه مسئولیت هایی (اعم از دولتی و غیردولتی) به دست آوردند و در حال تجمیع و تکمیل و تقویت رانت به دست آورده بودند. من به محسن میردامادی گفتم خاتمی برای موفقیت باید به دنبال اصلاحات باشد. او هم گفت درست است همین کار را می کنیم اما ظاهرا برخی از آنها عجله داشتند که اصلاحات اقتصادی را ابتدا از خود شروع کنند، مخصوصا کسانی که خیلی دیر آمده بودند و عجله هم داشتند که زود هم بروند! و البته همیشه هم ادعا می کنند که از هیچ رانتی استفاده نکرده و نمی کنند…!
وی همچنین درباره موسوی خوئینی ها مدیر مسئول سلام نوشت: من در تاریخ ۲۰ آبان ۷۳ به خاطر نوشتن گزارشی با عنوان «خط قرمز» توسط مدیر مسئول و در پاسخ به یک پرسش (ظاهرا خواننده!!) در ستون مخصوص «الو سلام» از نوشتن در روزنامه محروم شدم. «موسوی خوئینی »؛ نوشت: «هرچند که آن مطلب مورد تایید مدیریت سلام نبود و به همین جهت نویسنده و تهیه کننده آن برای همیشه از نوشتن در سلام محروم شد، ولی خالی از نکات مفید هم نبود»!
«محمد-ش» در این نوشته به فرصت طلبی برخی اعضای روزنامه سلام و واسطه تراشی آنها برای همکاری با سرویس های بیگانه و رسانه ای آنان (کسانی نظیر مراد ویسی بیامه و…) که حتی تا مرز پادویی و فعالیت های خرده پا هم پیش رفته اند، اشاره می کند و می نویسد: بعضی از افراد روزنامه سلام و دنباله هایش، رادیو و تلویزیونهای خارجی مثل «بی. بی. سی» و «رادیو فردا» را قبضه و کارشناس آنجا شده اند! و لذا مصاحبه کننده و مصاحبه شونده هم معلوم است! و برای همین است که همیشه هم همین آقایان هستند که در بازار بورس سیاست همواره روی ویترین و مانیتور اخبار حضور دارند و هستند! مراد ویسی مسئول شیفت شب روزنامه چه سروصدایی به کمک همان رانتی که ایشان و دوستانش منکر آن هستند، بعد از این بپا کردند، که یکی از آن این است که وی هم اکنون در رادیو فردا استخدام و کارشناس مسائل ایران شده است!؟