خبرگزاری فارس: دروغ بزرگ بازرگان

رخدادهای ۲۵ آبان ۱۳۵۸

چکیده

مهندس بازرگان نخست وزیر مستعفی و عضو شورای انقلاب امروز طی سخنانی در حسینیه ارشاد دلایل شکست دولت موقت را تشریح کرد . وی با اشاره به تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام مدعی شد : در اوایل پیروزی کسی کینه آمریکا را به دل نداشت و « مسئله محاکمه شاه و پس گرفتن پول های او و اعدام او نیز مطرح نبود»

وی همچنین گفت : اولین گروهی که در مبارزات خواستار سرنگونی و رفتن شاه شد نهضت آزادی بود !

آیت الله منتظری در خطبه های نماز جمعه امروز تهران از سران کشورهای عربی خواست تا آمریکا را تحریم کنند .

ابوالحسن بنی صدر سرپرست وزارت امور خارجه امروز با حضور در شهر مقدس قم گزارشی از سیاست خارجی کشور خدمت امام خمینی تقدیم کرد . وی پس از دیدار با امام در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت :«وضعیت اقتصادی آمریکا بهتر از ایران نیست و خساراتی که به آمریکا وارد میشود بمراتب بیشتر از خساراتی خواهد بود که به ایران وارد میشود .

تنها راه نجات انقلاب از منظر بازرگان

با حضور جمعی از مقامات کشوری و گروهی از مردم در حسینیه ارشاد مهندس بازرگان طی یک سخنرانی درباره دلایل شکست نخستین دولت انقلاب و نیز نقش گروههای مختلف در مراحل گوناگون انقلاب مطالبی بیان کرد . بازرگان گفت : تنها راه نجات انقلاب اینست که برای افرادی مثل ما نیز فرصت حرف زدن و انتقاد را باقی بگذارند .

اوایل پیروزی کسی عداوت و کینه نسبت به آمریکا نداشت !

بازرگان گفت : اشغال سفارت آمریکا را بعنوان یک زاد و ولد انقلابی می شناسیم ، در آن شرایط پیروزی انقلاب این اندازه عداوت و کینه نسبت به آمریکا وجود نداشت .(۱)

بازرگان گفت : مسئله محاکمه شاه و پس گرفتن پول های او نبود ، اعدام او نبود ، این امر اصلا بفکر هیچکس حتی رهبر انقلاب هم نمی آمد و حداکثر خواست ما این بود که دست او از ایران کوتاه شود ، در آن روزها مسئله مهم وحدت بود ، اشتراک در فکر و عمل ملت ایران بود .

 

بازرگان در حالی ادعا می کند که در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی عداوت از آمریکا مطرح نبود که یکی از پایه ها و مبانی انقلاب اسلامی و شروع نهضت عظیم اسلامی ملت مسلمان ایران دشمنی آمریکا بود ، مراجعه به سخنان امام خمینی که در مورخه چهارم آبان ۱۳۴۳و به مناسبت تصویب لایحه کاپیتولاسیون ایراد شد موید این ادعا است . امام خمینی در این سخنرانی بسیار مهم فرمودند :«امروز سر و کار ما با این خبیث هاست، با امریکاست. رئیس جمهور امریکا بداند، بداند این معنا را که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما، امروز منفورترین افراد بشر است پیش ملت ما، یک همچنین ظلمی به دولت اسلامی کرده است، امروز قرآن با او خصم است، ملت ایران با او خصم است. دولت امریکا بداند این مطلب را، ضایع کردند او را در ایران، خراب کردند او را در ایران.»

ما از اول مخالف شاه بودیم !

بازرگان سپس به تشریح حضور قشر روشنفکر در جریان انقلاب پرداخت و گفت : نهضت آزادی در انقلاب وقتی حضور پیدا کرد که دانشجویان زیادی می گفتند با اصلاحات شاه و ملت موافق هستند ولی با استبداد مخالفند ، در همان موقع شعار جبهه ملی هم حکومت قانون بود نه سقوط شاه ، علما و روحانیت اجرای اصول اسلام را می خواستند ، توده ها و چپی ها هم مبارزه با امپریالیزم را شعار خود قرار داده بودند نه سقوط شاه ، در آن شرایط با استناد به مدارک موجود تنها دسته ای که لبه تیز تیغ حمله را بر روی سقوط شاه گذاشت نهضت آزادی بود ، حتی حزب توده هم برای سقوط شاه شعار نمی داد .(۲)

 

در مرامنامه نهضت آزادی بر مسلمان بودن، ایرانی بودن، تبعیت از قانون اساسی رژیم طاغوت و پیروی از مصدق به عنوان اصول اولیه تفکر و اندیشه نهضت تأکید شده است. در قانون اساسی رژیم شاهنشاهی به این نکته تصریح شده است که «سلطنت ودیعه‌ای است الهی که از طرف ملت به شخص پادشاه تفویض شده است» و «سلطنت مشروطه ایران از طرف ملت، به وسیله مجلس مؤسسان به شخص اعلی‌حضرت شاهنشاه‌ رضا پهلوی، تفویض شده و در اعقاب ذکور ایشان نسلا بعد نسل برقرار خواهد بود.» مهندس بازرگان به عنوان بنیانگذار نهضت آزادی بر پیروی از همه مواد قانون اساسی تأکید می‌نمود و هیچ اصل و تبصره‌ای را استثنا نمی‌کرد :«تابع قانون اساسی ایران هستیم ولی منافق (نؤمن ببعض و نکفر ببعض) نبوده، از قانون اساسی به صورت واحد و جامع، طرفداری می‌کنیم.»

وی ادامه داد : در سال ۴۲ما می بینیم که توجه اصلی و خطاب و عتاب رهبر انقلاب اجرای احکام اسلام و رو در رو شدن با شاه بود ، در طول ۱۸سال یعنی از ۱۳۳۹تا ۱۳۵۷چنان وحدتی زیر شعار مبارزه برای سقوط شاه بوجود آمد که حتی در دوران مصدق هم دیده نشد ، زیر چتر رهبری امام این وحدت شکل گرفت .

ما به آرزوی خود نرسیدیم …

بازرگان در ادامه با اشاره به مشکلات پیش روی خود در دوران نخست وزیری گفت قصد آن را ندارم که دولت خودم را تبرئه کنم زیرا دولت کاری نکرده که بخواهد تبرئه بشود ، پنهان نمی کنم که ما به آن آرزویی که می خواستیم نرسیدیم .

رفراندوم مشخص کرد که نیم درصد هم نیستند

بازرگان گفت : در طول انقلاب چپی های دو آتشه هم شعار می دادند نهضت ما حسینی است ، رهبر ما خمینی است ولی با پیروزی انقلاب اوضاع دگرگون شد و از گوشه کنار دنیا مارکسیست ها به ایران آمدند و سهم خود را خواستند ولی با رفراندوم مشخص شد که نیم درصد هم میان مردم وجهه ندارند ، اینها که دیدند از لحاظ عددی به حکومت نرسیدند خواستند از طریق هوچیگری و اسلحه و تحریک به حق نداشته خود برسند .(۳)

بازرگان ادامه داد : اینها نخستین دسته ای بودند که از انحلال ارتش سخن گفتند ولی ما توانستیم این تخم نفاق را از میان ببریم .

عدم جدایی دین از سیاست جزو بدیهیات شده است !

بازرگان در ادامه به حضور و دخالت روحانیت در سیاست اشاره کرد و گفت : روحانیون از دوران صفویه دخالتی در سیاست نداشتند و حالا مطرح شده اند ، ما در گذشته خیلی استثنا می دیدیم که علما وارد مراحل سیاسی بشوند ، این عدم جدایی مذهب و سیاست چیزی است که باید اثبات کرد و حالا جزو بدیهیات شده است .

وی گفت : بعد از انقلاب ما دیدیم در صف روحانیت روی عقده ها و محرومیت هایشان و شاید شرمندگی شان در عدم انجام وظایف شان و دین شان در امر دخالت در امور سیاسی بیش از پیش آغاز شد و حالا میخواهند سنگ تمام بگذارند . (۴)

 

تاریخ شیعه بخوبی نشان می دهد که روحانیت همواره در انقلاب ها و مبارزه علیه طاغوتهای زمانه پیشرو بوده است ، دکتر علی شریعتی که خود یکی از روشنفکران مبارز علیه رژیم شاه بود در این زمینه می گوید :« این یک مسأله ذوقی نیست که بگویید من آخوند دوست دارم, من آخوند دوست ندارم ، این یک مسأله عینی و تاریخی است; باید سند نشان دهید و مدرک. تا آن جا که من می دانم, زیر تمام قراردادهای استعماری را کسانی که امضاء گذاشته اند ، همگی از میان ما تحصیل کرده های دکتر و مهندس و لیسانسیه بوده اند و همین ما از فرنگ برگشته ها. یک آخوند, یک از نجف برگشته, اگر امضایش بود، من هم مثل شما اعلام می کنم که: آخوند دوست ندارم! اما از آن طرف ، پیشاپیش هر نهضت ضد استعماری و هر جنبش انقلابی و مترقی, چهره یک یا چند آخوند را در این یک قرن می بینم. از سید جمال بگیر و میرزا حسن شیرازی و بشمار تا مشروطه و…»

بازرگان در پایان به نقش روشنفکرها در انقلاب اشاره کرد و گفت : اینها در انقلاب عمل عمده ای انجام ندادند ، اینها نه چپی بودند نه اسلامی داغ ، در این انقلاب هم چون نوعی انحصارگری های مذهبی هم وجود داشت روشنفکران ماندند و ناامید شدند .(۵)

آمریکا را تحریم کنید

آیت الله منتظری در خطبه های نماز جمعه امروز تهران از سران کشورهای عربی خواست تا آمریکا را تحریم کنند .

وی گفت : در نظر بگیرید و متوجه باشید که وقتی دو روز نفت بسوی آمریکا قطع شود چه سر و صدایی در آمریکا و دنیا ایجاد میشود ، برادران عرب ! شما که ۸۰درصد نفت صادراتی دنیا را در اختیار دارید صاحبت قدرت بسیار بزرگی هستید چرا خود را ذلیل میکنید ؟(۶)

بنی صدر : جنگ بدون خسارت نمی شود / آمریکا بیشتر از ایران زیان خواهد دید

عصر امروز ابوالحسن بنی صدر سرپرست وزارت امورخارجه و وزارت امور اقتصاد و دارایی در قم به حضور امام رسید و گزارشی از سیاست خارجی کشور به امام تقدیم کرد . بنی صدر در پایان این ملاقات ضمن تکذیب تغییر سیاست های ایران در مورد گروگانهای آمریکایی گفت : دولت و دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بر تصمیم خود قاطع هستند .

وی همچنین در مورد تحریم اقتصادی ایران توسط آمریکا نیز گفت : جنگ بدون خسارت نمی شود ، البته باید توجه داشت وضع اقتصادی آمریکا بهتر از ما نیست و خساراتی که به آمریکا وارد میشود بمراتب بیشتر از خساراتی خواهد بود که به ایران وارد میشود . (۷)

پی نوشت:

۱- بازرگان در حالی ادعا می کند که در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی عداوت از آمریکا مطرح نبود که یکی از پایه ها و مبانی انقلاب اسلامی و شروع نهضت عظیم اسلامی ملت مسلمان ایران دشمنی آمریکا بود ، مراجعه به سخنان امام خمینی که در مورخه چهارم آبان ۱۳۴۳و به مناسبت تصویب لایحه کاپیتولاسیون ایراد شد موید این ادعا است . امام خمینی در این سخنرانی بسیار مهم فرمودند :« ای سران اسلام به داد اسلام برسید، ای علمای نجف به داد اسلام برسید، ای علمای قم به داد اسلام برسید، رفت اسلام. (گریه شدید حاضرین در مجلس) ای ملل اسلام! ای سران ملل اسلام! ای روسای جمهور ملل اسلامی! ای سلاطین ملل اسلامی! ای شاه به داد خودت برس، به داد همه ما برسید. ما زیر چکمه امریکا برویم چون ملت ضعیفی هستیم! چون دلار نداریم! امریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر.» امام خمینی در این سخنرانی آن هم در سال ۱۳۴۳نه اوایل پیروزی انقلاب در بهمن و اسفند ۱۳۵۷می گویند : « اما امروز سر و کار ما با این خبیث هاست، با امریکاست. رئیس جمهور امریکا بداند، بداند این معنا را که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما، امروز منفورترین افراد بشر است پیش ملت ما، یک همچنین ظلمی به دولت اسلامی کرده است، امروز قرآن با او خصم است، ملت ایران با او خصم است. دولت امریکا بداند این مطلب را، ضایع کردند او را در ایران، خراب کردند او را در ایران.» و حال آیا می توان پذیرفت که کینه مردم مسلمان ایران از آمریکا بعدها ایجاد شد ؟!

۲- با بررسی مواضع نهضت آزادی و شعارهای بی‌پروای این نهضت در پیروی از مصدق و الگو‌سازی روشن و نمایان از این شخصیت ، می‌توان مواضع نهضت را نسبت به رژیم شاهنشاهی تبیین کرد. هر چند که تحلیل‌ها و تفسیرهای انتشار یافته از سوی نهضت پس از انقلاب مدعی این است که نهضت، جریانی ضد سلطنت بود‌ه و با هدف براندازی رژیم شاه شکل گرفته، اما با اشاره به دو نکته در مبارزات نهضت آزادی پیش از انقلاب اسلامی نادرستی این ادعا به وضوح نمایان می‌شود.

نکته اول اینکه در مرامنامه نهضت آزادی بر مسلمان بودن، ایرانی بودن، تبعیت از قانون اساسی رژیم طاغوت و پیروی از مصدق به عنوان اصول اولیه تفکر و اندیشه نهضت تأکید شده است. در قانون اساسی رژیم شاهنشاهی به این نکته تصریح شده است که «سلطنت ودیعه‌ای است الهی که از طرف ملت به شخص پادشاه تفویض شده است» و «سلطنت مشروطه ایران از طرف ملت، به وسیله مجلس مؤسسان به شخص اعلی‌حضرت شاهنشاه‌ رضا پهلوی، تفویض شده و در اعقاب ذکور ایشان نسلا بعد نسل برقرار خواهد بود.»

مهندس بازرگان به عنوان بنیانگذار نهضت آزادی بر پیروی از همه مواد قانون اساسی تأکید می‌نمود و هیچ اصل و تبصره‌ای را استثنا نمی‌کرد :«تابع قانون اساسی ایران هستیم ولی منافق (نؤمن ببعض و نکفر ببعض) نبوده، از قانون اساسی به صورت واحد و جامع، طرفداری می‌کنیم.»( رک سخنرانی مهدی بازرگان در روز تاسیس نهضت آزادی ایران ، جرس ، ۲۵آبان ۱۳۹۰)

«حسن نزیه» نیز به عنوان یکی از بنیانگذاران نهضت آزادی در تشریح مرامنامه نهضت، موضوع تبعیت از قانون اساسی را شکافته و به این نکته تصریح می‌کرد که: در رژیم سلطنت مشروطه شاه باید بماند و خاندانش نسل بعد نسل سلطنت کند و تنها عاملی که می‌تواند این امتیاز را برای یک سلسله سلطنتی حفظ کند، احتراز جدی شاه از قبول مسئولیت و اجتناب دائم او از طرفیت با دولت و مجلس و مردم و خارجی‌هاست.

مهندس بازرگان نیز به هنگام دستگیری و محاکمه در سال ۱۳۴۲ در دادگاه رژیم شاه چنین گفت: نظریات ما در مورد سلطنت هم بر رونق و دوام مقام سلطنت خواهد افزود و هم اجازه تولید نیروهای فوق‌‌العاده ملی را می‌دهد… ما واقعا طرفدار و موافق آن ـ سلطنت ـ هستیم.

از سخنان صریح رهبران نهضت آزادی و نامه سرگشاده‌ای که نهضت آزادی به شاه نوشته و برخوردی که با رژیم شاهنشاهی داشته چنین بر می‌آید که هر چند نهضت آزادی به مبارزه معتقد بود، اما براندازی و سرنگون کردن شاه از اهداف آن نبوده و این مبارزات جنبه پارلمانی داشته است.‌

نکته دوم تأکیدی است که همواره نهضت آزادی بر رهبری مصدق دارد و باید دانست که مصدق بنا به اعتراف خودش، هیچ‌گاه مقابل شاه و سلطنت نبوده است، بلکه پیوسته این شعار را سر می‌داده که شاه باید سلطنت کند نه حکومت. مصدق در دفاع از خود در دادگاه نظامی رژیم به روشنی ابراز می‌دارد که مخالف شاه نیست، بلکه خادم اوست. از سوی دیگر نهضت آزادی در اطلاعیه‌ای که به سال ۱۳۴۲ منتشر می‌کند، اعلامیه‌هایی که به ادعای نهضت آزادی از سوی سازمان امنیت رژیم انتشار یافته و نهضت را ضد سلطنت خوانده، تکذیب کرده است. رهایی بازرگان از زندان در پی عفو ملوکانه شاه به سال ۱۳۴۶ و پیوندی که نهضت آزادی با آیت الله شریعتمداری به عنوان کسی که رژیم سعی داشت از وی برای کمرنگ کردن رهبری امام استفاده کند، از نکات مبهم و تردید‌آمیز است که نیاز به کنکاش دارد .

هنگام اوج‌گیری انقلاب اسلامی و پیروزی ملت بر رژیم شاهنشاهی نیز نهضت آزادی دست از سلطنت‌خواهی و طرفداری از رژیم بر نداشته و در ملاقاتی که بازرگان به همراه یدالله سحابی و محمد توسلی با مأمور سیاسی سفارت امریکا در تاریخ ۹/۳/۱۳۵۶ داشته چنین گفته است: نهضت آزادی به قانون اساسی معتقد است اگر شاه حاضر باشد که تمام موارد قانون اساسی را به اجرا در آورد ما آماده‌ایم تا سلطنت را بپذیریم.

برخورد نهضت آزادی با نخست وزیری شریف امامی و بختیار نیز در زیرمجموعه مواضع نهضت پیش از انقلاب اسلامی درخور توجه است. در ۲۹ مرداد ۱۳۵۷ شریف امامی استاد بزرگ لژ فراماسونری در ایران با شعار دولت آشتی ملی، پست نخست وزیری را بر عهده گرفت. او دو ماه فرصت خواست تا اوضاع را آرام کند. شریعتمداری که سعی می‌شد از رهگذر تبلیغات شاهنشاهی و رسانه‌ای بیگانه به قطب مبارزه مردم تبدیل شود به شریف امامی فرصت داد و او را تائید کرد.

شریف امامی با اصلاحات جزئی و فریب‌کارانه‌ای مانند رسمی کردن تاریخ شمسی به جای تاریخ شاهنشاهی و تعطیل کردن برخی مراکز فساد و قمارخانه‌ها، وعده انحلال ساواک و برقراری آزادی و امنیت تلاش کرد تا نظر مردم را جلب کند و از نا‌آرامی‌ها بکاهد.

وعده برگزاری انتخابات آزاد از سوی شریف امامی باعث شد که نهضت آزادی مفتون شده و خود را برای انتخابات آماده سازد. بازرگان در این زمینه می‌گوید: عقیده‌ نهضت آزادی‌ها و سایرین این بود که انتخابات یک مائده الهی است. دولت وقتی به مرحله‌ای رسیده که می‌گویند می‌خواهیم آزادی انتخابات بدهیم چه بهتر از این‌؟ اول کاری که ما می‌کنیم به دولت خواهیم گفت که اگر راست می‌گویی و انتخابات آزاد است باید اجازه دهی که ما باشگاه داشته باشیم. یا می‌دهد یا نمی‌دهد، اگر داد این باشگاه وسیله‌ای می‌شود که ما دور هم جمع شویم. اگر نداد همانجا مچش را می‌گیریم و می‌گوییم پس تو دروغ می‌گویی، ‌وقتی که باشگاه داد آن وقت می‌گوییم، خیلی خوب آزادی انتخابات است اجازه بده ما کاندیدا بدهیم و وقتی ما کاندیدا بدهیم مردم مسلما به کاندیدای ملیون رأی خواهند داد. ملیون یعنی مثلا مخالفین و آن وقت روی کاندیداها می‌توانیم حرف بزنیم دیگر چیست که آدم نگوید.

نهضت آزادی از حمایت خود از شریف امامی درس نگرفت و با وجود آنکه روحیه سازش‌ناپذیر امام خمینی (ره) را می‌شناخت، برای پیاده کردن اهداف خود بازرگان به فرانسه رفت و تلاش کرد که امام را به در پیش گرفتن سیاست گام به گام متقاعد سازد و شاه را به شرطی بپذیرد که سلطنت کند نه حکومت. این پیشنهاد از سوی امام رد شد. با وجود این نهضت آزادی از دولت بختیار نیز استقبال کرد. برخی از رهبران نهضت آزادی تلاش‌های زیادی کردند تا امام را به پذیرش بختیار ـ که خود از نیرو‌های ملی بود و همسنگر و همفکر رهبران نهضت قلمداد می‌شد ـ وادار کنند و حتی رادیو نیز خبر پذیرش بختیار از سوی امام خمینی را پخش کرد؛ اما امام در اعلامیه‌ای در تاریخ هفتم بهمن ۱۳۵۷ چنین می‌گویند: آنچه ذکر شده است که شاپور بختیار را با سمت نخست وزیری، من می‌پذیرم دروغ است. بلکه تا استعفا ندهد او را نمی‌پذیرم. حضرات آقایان به ملت ایران ابلاغ فرمایند که توطئه‌ای در دست اجراست و از این امور جاریه گول نخورید.

طبق اسناد لانه جاسوسی حمایت نهضت آزادی از بختیار تا جایی پیش می‌رود که به بختیار کمک می‌کنند تا کابینه‌اش را جمع و جور کند. بدین‌‌سان در طول سال‌های پیش از انقلاب همواره در سازش و کنار آمدن با رژیم سعی نموده و به شکلی ساده‌لوحانه، حوادث را تحلیل می‌کرده است.

با پیروزی انقلاب اسلامی و انتخاب بازرگان به سمت نخست وزیر دولت موقت از سوی امام و تکیه زدن برخی از بنیانگذاران و رهبران نهضت آزادی بر مناصب مهم و کلیدی کشور،‌ فرصت مناسبی در اختیار آنان بود تا با تصحیح مواضع و نگرش خود و درک واقعیت‌های انقلاب، خاطره‌ای خوب از خود بر جای گذاشته و به اسلام و ملت مسلمان خدمت کنند. اما نه تنها این فرصت را از دست دادند، بلکه با موضع‌گیری‌های نامناسب در برابر حوادث و رویدادهای انقلاب اسلامی به کنج انزوای سیاسی فرو غلتیدند. (رک بررسی نظری و تاریخی مواضع نهضت آزادی ایران در برخورد با انقلاب اسلامی ، سیروس حاجی زاده ، فصلنامه ۱۵خرداد ، شماره ۸)

۳- در روزهای اوج انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ جریان های غیراسلامی، بارها برای مصادره انقلاب و اسلامیت آن خیز برداشتند، اما مردم آنان را در دستیابی به این هدف ناکام گذاشتند. واقعیت این است که آنها ابزارهایی را نیز برای فریب افکار عمومی در اختیار داشتند. جریان غیراسلامی ترکیبی از تکنوکرات ها، دست اندرکاران سیستم اداری، هنرمندان، نویسندگان و اصحاب رسانه های مکتوب و رادیو و تلویزیون را شامل می شد. آنان در ماه های پایانی مبارزات بر ضد رژیم ستمشاهی با پیوستن به اعتصابیون سعی کردند تا پایگاه اجتماعی خود را گسترش دهند و بدین ترتیب زمینه طرح ایده ها و مطالبات خود را فراهم سازند.

با این که مردم هیچ اقبالی به گروه های مارکسیست و ملی گرا نداشتند، اما از چند ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی حرکت تبلیغات هدایت شده ای توسط نویسندگان مطبوعات وابسته به دربار آغاز شد. آنان با تغییر موضعی ناگهانی، از مدح رژیم سلطنتی دست برداشتند و به ستایش از گروههای مارکسیست و ملی گرا پرداختند تا آنان را به جای رهبری واقعی مبارزات بنشانند.

برخی از مطبوعات درباری مثل تهران مصور، سپید و سیاه، فردوسی و امید ایران در کنار تلاش برای مقبول ساختن دولت های لرزان از شریف امامی تا بختیار، به معرفی گروه ها و شخصیت های چپ گرا و کمونیست به مردم مشغول بودند. ژست چپ گرایانه این مجلات طاغوتی که تا دیروز به اصطلاح سایه کمونیست ها را با تیر می زدند، از نکات طنزآلود آن دوران است.

وقتی اعتصاب روزنامه نگاران مطبوعات کثیرالانتشار مثل کیهان اوج گرفت، سناتور مصطفی مصباح زاده (مالک سابق کیهان) یک نویسنده کمونیست به نام رحمان هاتفی (مسئول شاخه مخفی حزب توده و نشریه زیرزمینی نوید حزب توده) را هم به سردبیری روزنامه برگزید. (۱) آثار این انتخاب را در خط مشی چپ گرای روزنامه کیهان تا مدتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی می توان دید. در کنار چهره سازی از شخصیت های سازشکار ملی گرا، گزارش های خیال پردازانه کیهان از عملیات مردم در آزادسازی مراکز نظامی در ۲۱ تا ۲۳ بهمن هم اکنون در دسترس همگان است. در این گزارش ها وانمود می شد که گروه های منهدم شده ای مثل سازمان چریک های فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق، در آن ۳ روز تاریخی نیروهای خط شکن در حمله به پادگان ها و مراکز انتظامی- امنیتی رژیم سابق بوده اند! حال آن که در چنان شرایطی دستیابی ناگهانی عموم مردم به سلاح، فرصت هیچ گونه تقسیم کار نظامی و چریکی را به کسی نمی داد. بیشترین تلاش برای هدایت مبارزه مسلحانه مردم، به یک فعالیت شنود بی سیم های ارتش در مدرسه علوی خلاصه می شد. با حملات مردم به مراکز نظامی و حضور انبوه آنها، پیکر فرسوده دستگاه نظامی و امنیتی در زمان بسیار کوتاهی توان دفاعی خود را از دست داد. بسیاری از نویسندگان مطبوعات، مارکسیست هایی بودند که از چند سال قبل تر و پس از به زانو درآمدن در برابر فشارهای ساواک، به اجزای دستگاه فرهنگی رژیم مبدل شدند. خلأ قدرت در ماه های آخر رژیم سلطنت، این افراد را مجددا به ژست های پوشالی گذشته و محافل چپ گرا بازگرداند؛ حال آن که سررشته این چپ گرایی نیز بعضا در دست ایادی رژیم بود. امام این واقعیت را در پیام خود به مناسبت آغاز سال تحصیلی ۱۳۵۷ چنین یادآوری کردند:می خواهند گروهی از دست نشاندگان و ماموران شاه را وادار کنند و در دانشگاه ها شعارهای کمونیستی بدهند، تا مردم را از خطرات آن بترسانند.

در همان روزهایی که مردم عاشقانه ساعت ها در پشت درهای مدرسه علوی برای دیدن چهره رهبرشان لحظه شماری می کردند و منتظر یک اشارت او برای به سر دویدن بودند، هفته نامه درباری تهران مصور (به سردبیری مسعود بهنود) که در این روزها ژست چپ گرایی می گرفت، روز ۲۰بهمن ۱۳۵۷ در مقاله ای به قلم حسین مهری خطاب به امام خمینی نوشت:

اکثریت خاموش واقعی هوادار هواداران شما نیست. بسا که شما را بستاید اما چارچوب حکومت پیشنهادی شما، طرح نامفهوم جمهوری شما سازگار با همه طبایع نیست.

صاحب امتیاز این مجله عبدالله والا عضو کلوب روتاری و نماینده مجلس فرمایشی شاه و یک کاباره دار معروف تهران بود که نشریه زرد خود را در اختیار گروهی از کمونیست های پیوسته به رژیم قرار داد تا آن را در چهره یک نشریه سیاسی چپ رادیکال منتشر کنند.

نحوه اعلام پیروزی انقلاب اسلامی از رادیو سراسری در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ نیز از زاویه متفاوت نگاه دست اندرکاران صداوسیما به اهداف عموم مردم و رهبری آنان خبر می داد. ساعتی پس از آن که شهید فضل الله محلاتی از یک فرستنده با برد محدود، پیروزی «انقلاب اسلامی» را اعلام کرد، رادیو سراسری خبر این پیروزی را چنین پخش کرد: «این صدای انقلاب مردم ایران است، صدای راستین انقلاب». حتی بعد از آن که آیت الله سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی پیام امام را در رادیو قرائت کرد، گویندگان رادیو همچنان از به کار بردن قید اسلامی برای انقلاب خودداری می کردند. اما سرانجام اعمال نظر حضرت امام کارکنان غیرمذهبی حاکم بر رادیو را به پذیرش «اسلامیت» انقلاب مردم ایران واداشت. ۷اسفند ۱۳۵۷، درست دو هفته پس از سرنگونی رژیم ستمشاهی، امام خمینی در جمع روحانیون غرب تهران از این وضعیت خبر می دهند: الان هم یک آشفتگی های زیادی هست که مفسدین افتاده اند توی مردم و پخش اکاذیب می کنند و می روند در این کارخانه ها، به آنها می گویند که ببینید هیچ چیز نشده… هرکس می تواند برود در این کارخانه ها و برای مردم صحبت کند، بفهماند که اینها می خواهند باز اوضاع سابق و آن قلدری های سابق را برگردانند به صورت دیگر، البته شاه برگشتنی نیست لکن می خواهند با وضع دیگر، همان بساط را درست کنند.

تحلیل امام از منشأ راست گرایانه این تحرکات چپ نما حکایت از دریافت دقیق ایشان از آرایش جریان های سیاسی آن دوره دارد. روز ۲۷ بهمن، حضرت امام در دیدار گروهی از اساتید دانشگاهها با اشاره به افراطی گری چپ گرایان و سوء استفاده آنان از وضعیت اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی می فرماید:

«منزل های مردم را دارند غارت می کنند. این برای این است که می خواهند شلوغی به پا کنند… و از این شلوغی استفاده کنند برای ارباب ها و من احتمال می دهم که آمریکا باشد نه شوروی. چون اینها در دربار هم بودند. همین کسانی که طبل کمونیست را می زنند، سران بزرگشان توی دربار خدمتگزار بودند»! (رک صفارهرندی ، مرتضی ، رازهای دهه شصت ، انتشارات موسسه کیهان ، چاپ دوم ، صفحه ۱۷)

۴- تاریخ شیعه بخوبی نشان می دهد که روحانیت همواره در انقلاب ها و مبارزه علیه طاغوتهای زمانه پیشرو بوده است ، دکتر علی شریعتی که خود یکی از روشنفکران مبارز علیه رژیم شاه بود در این زمینه می گوید :« این یک مسأله ذوقی نیست که بگویید من آخوند دوست دارم, من آخوند دوست ندارم ، این یک مسأله عینی و تاریخی است; باید سند نشان دهید و مدرک. تا آن جا که من می دانم, زیر تمام قراردادهای استعماری را کسانی که امضاء گذاشته اند ، همگی از میان ما تحصیل کرده های دکتر و مهندس و لیسانسیه بوده اند و همین ما از فرنگ برگشته ها. یک آخوند, یک از نجف برگشته, اگر امضایش بود، من هم مثل شما اعلام می کنم که: آخوند دوست ندارم! اما از آن طرف ، پیشاپیش هر نهضت ضد استعماری و هر جنبش انقلابی و مترقی, چهره یک یا چند آخوند را در این یک قرن می بینم. از سید جمال بگیر و میرزا حسن شیرازی و بشمار تا مشروطه و…» حال چگونه مهندس بازرگان مدعی است که روحانیت از انقلاب های اجتماعی عقب بوده و امروز و بعد از پیروزی انقلاب به صحنه آمده است جای تعجب دارد .

۵- اطلاعات ، ۲۶آبان ۱۳۵۸، صفحه ۲

۶- اطلاعات ، ۲۶آبان ۱۳۵۸، صفحه ۱۲

۷- اطلاعات ، ۲۶آبان ۱۳۵۸، صفحه ۱۲

 

پژوهشگر: روح الله امین آبادی

فارس