یک مارکسیست دیر به دوران رسیده درباره گروه های ضد انقلاب می گوید ما در عرصه سیاسی بیشتر با تابوت های خالی گروه ها روبرو هستیم.
«ع-ت» در مصاحبه با سایت اخبار روز با بیان اینکه من یک مارکسیست هستم، به حضور (نفوذ) خود در انجمن اسلامی(!) دانشگاه امیرکبیر اشاره کرد و درباره بی محتوا شدن اغلب گروه های معارض گفت: در عرصه سیاسی ما بیش تر از آنکه با نام هایی حاضر و موجود در واقعیت و حال رو به رو باشیم با بازماندگانی از دوران گذشته روبه رو هستیم. بازماندگانی که تابوت های خالی سازمان ها و گروه هایی در گذشته را روی دوش خود حمل می کنند. این افراد می خواهند چیزی را که نیست به زور زنده معرفی کنند.
وی افزود: البته حساب افراد محترمی که بخشی از زندگی خود را برای آرمان خود فدا کرده اند. و اکنون نیز به حقیقت پایبند هستند جداست. این افراد ممکن است کار سیاسی را کنار گذاشته باشند یا همچنان به عنوان شخصیت مستقل یا در چارچوب گروه های جدیدی مشغول به امر سیاست باشند اما خیلی صریح می گویم افرادی که می خواهند از نام احزاب و گروه هایی که در گذشته وجود داشته است هویت سیاسی بگیرند یا نان بخورند باید اسم کلاش را روی آنها گذاشت و گفت: مثلاً از نظر کار حزبی من معتقدم حزب توده بی نظیرترین حزب سیاسی در خاورمیانه بوده است. بماند که همان موقع هم کاملاً برپایه سیاست های اتکالی پیش می رفت و در سایه نفوذ ابرقدرت شمالی ایران نفس می کشد اما سازماندهی قوی داشت اما اکنون از حزب توده به عنوان یک گروه «موجود»، «زنده» و «حاضر در واقعیت» نام بردن یک جک بی معنی و یک خطای بزرگ سیاسی است. چریک های فدایی هم با آن آبرو و عظمت بعد از سال ۵۷ به آن وضع افتادند. اکنون فکر می کنم حداقل ۲۰ محفل مختلف ادعا دارد نمایندگی این سازمان را دارند. این ادعا نه تنها با واقعیت همخوانی ندارد که تبدیل به یک تراژدی شده است. داخل ایران هم این پدیده را شاهد هستیم. افراد به اسم یک مجله توقیف شده، یک گروه دانشجوئی از هم پاشیده، یک محفل حقوق بشری و غیره می چسبند و در آن متوقف می شوند. به عنوان منبع هویت گیری، جسد خشک شده مجموعه ای را که دیگر وجود ندارد را تا سال ها یا تا پایان عمر خود روی صندلی سیاست می نشانند.
«ع-ب» درباره این پرسش که وضعیت نیروهای چپ (مارکسیست) در داخل ایران چگونه است، گفت: از جهاتی خوب و از جهاتی بد! خوب از این نظر که نیروهای چپ در ایران با پس گردنی دهه هفتاد و هشتاد ادب شده اند و سر عقل آمده اند. بد از این لحاظ که زمان دشمن ماست و مثل برق و باد می گذرد. در بهترین حالت پنج سال و در بدترین حالت یک سال زمان داریم برای انجام کاری که باید یک یا چند دهه روی آن کار می شده است.
وی سپس درباره اوضاع آشفته جبهه سرمایه داری جهانی تصریح کرد: نه در کشورهای پیرامونی که این بار در کانون های سرمایه داری جهانی، قطار اقتصاد جهان بعد از حرکت سریع بر روی ریل نئولیبرالیسم به یکباره در ناکجا آباد، از خط خارج شده است. بعضی هنوز در شوک هستند و بعضی دیگر داد و فریادی به راه انداخته اند. وضعیت آمریکا، اسپانیا، پرتغال، یونان، انگلیس را ببینید. دوران برقراری دولت رفاه به بهای چاپیدن کشورهای پیرامونی سرآمده است. جلوی سهم خواهی چینی ها را که نمی توانند بگیرند. هند، برزیل، آفریقای جنوبی و غیره هم که مدعی هستند. از بودجه «آموزش و پرورش» و «بهداشت و درمان» و «خدمات اجتماعی» می زنند و به ثروتمندان و بانک ها به عنوان جایزه برای گندی که به وضعیت جهان زده اند وام های بلاعوض می دهند. صدای مردم هم در اعتراض به مالیات گرفتن از فقرا برای ثروتمند کردن دوباره ثروتمندانی که مالیات نمی دهند بلند می شود.
این جوجه مارکسیست درباره نفوذ برخی طیف های شبه چپ مارکسیست در دانشگاه ها گفت: من به شخصه در زمان عضویت در شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک در بعضی جلسات سران اصلاح طلبان حضور داشتم. در زمانی که احمدی نژاد قدرت را در دولت به دست گرفت رسماً به بدنه جوان خود می گفتند «خودتان را جلو نیاندازید. چپ ها را تحریک کنید تا با احمدی نژاد درگیر شوند و بعد شما زیر تابوت آنها را بگیرید و کم کم جلو بروید».