image

نمایندگی مجلس یک کار بزرگ است. آزمایش شایستگی است. محک است، عبور کردن از دایره آتش است. لیسانسه و فوق لیسانسه بودن درمان درد را نمی کند؛ ابتدا باید ایمان مسلم به کارآیی خود داشت.

وفا -دقیق و جدی، حافظه تان را به کار اندازید !نام چند تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی را به یاد می آورید؟ بیست نفر، چهل نفر، پنجاه نفر، همه شان؟

دکتر «عباس شیبانی» که با راءی مردم چهار دوره نماینده مجلس بود اما هرگز از حقوق نمایندگی استفاده نکرد تنها به حقوق بازنشستگی استادی دانشگاه تهران کفایت می کرد. جز حداکثر ده پانزده تن دیگر چه اسامی ای به ذهنتان می رسد؟ خیلی ها سخن گفتند اما حافظه ها همه را به یاد نمی آورد.

مجلس در رأس امور

دلم می خواهد اسم صد نفر، دویست نفر را ببرم اما یادم نمی آید. نام هفت نفر وکلای مجلس شانزدهم؛ چه اقلیت شجاع و سرسختی که مسأله نفت را آنقدر پیگیری کردند تا به ملی شدن در ۲۹ اسفند سال ۱۳۲۹ انجامید تقریباً به حافظه سپرده ایم. مجلس هفدهم را نیز همچنین… کمی پیشتر مجلس چهاردهم و پانزدهم نیز اسامی نخبگان آن بر حافظه مان ثبت شده است. از مجالس بعدی شورای ملی تنها چند نام از وکیل الدوله ها را به یاد می آوریم. چیزی نگفته اند که حافظه آن را ماندگار کرده باشد.
در مجالس بعد از به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی هر کس که از منافع ملت و از مصالح عالیه کشور دم زده نامش با درخشندگی باقی مانده است؛ البته باید بیشتر مطالعه کرد و حضور ذهن داشت. مجلس هر اندازه متنوع باشد و آرا و افکار متفاوتی در آن مطرح شود، تأثیرگذاری بیشتری در اذهان مردم به جا خواهد گذارد.
روزنامه های کثیرالانتشار سالهای پیش از شهریور ۱۳۲۰، به ندرت نطقهای وکیل الدوله ها را که پر از مدح و ثنا بود به چاپ می رساندند؛ اما بین شهریور ۱۳۲۰ تا شهریور ۱۳۳۲ روزنامه های عصر، در همان روز برگزاری جلسات مجلس، صفحات متعددی را به نطق نمایندگان اختصاص می دادند. در سالهای ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۲ گاهی اطلاعات و کیهان در دو یا سه صفحه تمام سخنرانی های وکلا را منعکس می کردند.
روزنامه ها نطقهای ایراد شده در ساعات شامگاهی و شبانگاهی را در شماره بعد به چاپ می رساندند. انگیزه چه بود؟ اینکه مجلس در رأس امور قرار داشت. مردم به مجلس به عنوان غربال شناسایی خدمتگزاران خود از وکیل الدوله ها می نگریستند. مجلس آنقدر اهمیت داشت که در انتخابات دوره شانزدهم، دولت حداقل در پایتخت نتوانست نمایندگان راستین مردم را از رفتن به بهارستان مانع شود.
با وجود همه تمهیدات، انتخابات تحت فشار و قلابی، باطل اعلام شد و دوازده نماینده برگزیده مردم به مجلس رفتند و همانها بودند که مشکل نفت را گشودند و معظم ترین کمپانی نفتی جهانخوار انگلیسی را که قدرت دریایی و نظامی و هوایی انگلستان از آن حمایت می کرد با فضاحت و خفت از ایران طرد کردند.

مجلس مقدس

درصدر مشروطه هیچ نامه ای نبود که مردم به مجلس شورای ملی بنویسند و عنوان مقدس را پس از مجلس ننگارند. مجلس محترم شورای ملی، مقدس خوانده می شد. عنوان مقدس در ایران عنوان بزرگ و مهمی است. مردم آنقدر به مجلس اعتقاد داشتند که آنجا را مقدس می خواندند و روحانیون عالیقدر و مجتهدان تراز اولی که در مجلس حضور داشتند، اعتراضی به کاربرد این عنوان نمی کردند. مثل بقاع متبرکه، مثل اماکن مقدسه. مردم به مجلس عنوان می کردند مجلس مقدس شورای ملی شیدا… ارکانه.
در مجلس اول اشراف و شاهزادگان، نمایندگانی داشتند در همه اصناف و رسته های پایتخت نمایندگان در پارلمان بودند. مجلس دوم که پس از به پیروزی رسیدن قیام مشروطه خواهان تشکیل شد، طبقاتی بودن نمایندگان را لغو کرد. مجلس دوم، مجلس همه مردم ایران بود و چهره های متشخص و محترم که به مجلس وزن و اعتبار می دادند در مجلس شورای ملی حضور داشتند و وجود آنان مجلس را عظمت و شأن می بخشید.
با آغاز دیکتاتوری رضاشاهی، گر چه او بی میل نبود، افراد صاحب وزن و اعتبار و تشخص همچنان در مجلس حضور داشته باشند، اما آنان به فراست و درایت نخواستند وکیل الدوله باشند و حتی اگر انتخاب می شدند به بهانه بیماری و کسالت و خستگی از پذیرفتن عنوان نمایندگی پوزش می خواستند و خانه نشینی را به نماینده بی اختیار مجلس شدن ارجح می شمردند. مثالها در این باره داریم؛ دکتر مصدق در نطقهای تاریخی خود بسیاری از این عذر خواستن ها را برای وکیل الدوله نشدن رجال نامی آن عصر را بیان کرده است.

نمایندگی مردم؛ کار بزرگ

نمایندگی مجلس یک کار بزرگ است. آزمایش شایستگی است. محک است، عبور کردن از دایره آتش است. لیسانسه و فوق لیسانسه بودن درمان درد را نمی کند؛ ابتدا باید ایمان مسلم به کارآیی خود داشت. تحلیفی که نماینده در مجلس به هنگام ورود به پارلمان انجام می دهد مانند سوگند بقراط حکیم برای پزشکان است. مانند تحلیف افسران و نظامیان نیروهای مسلح برای خدمت به میهن است سوگندی که نماینده به کتاب آسمانی می خورد برای او مسؤولیت ایجاد می کند.
بروید در تاریخ مجالس شورای ملی ایران در ادوار یکم تا پنجم تقنینیه، قبل از اینکه ویروس دیکتاتوری، مجلس را به کرنش در برابر دیکتاتور شاه شده وا دارد، آن همه دقت و موشکافی و سختگیری درباره اجرای موی به موی مواد آیین نامه و مقررات مجلس را بازخوانی کنید.
نماینده مجلس، ده شغل نداشت. هنگام تشکیل جلسات، تالار علنی را ترک نمی گفت. هنگام شنیدن سخنرانی ها با بغل دستی نجوا نمی کرد. با موبایل که آن زمان، دهه ها به اختراع آن مانده بود، به راهرو نمی رفت و سخن نمی گفت. مجلس بسیار جدی بود. نمایندگان وقتی خواستند صد تومان بر حقوق ماهانه خود که دولت سر موافقت با آن داشت موافقت کنند، سخنان تلخ و گزنده مرحوم مدرس سر جایشان نشاند. آن اضافه حقوق آنقدر مورد وارسی و ایراد قرار گرفت که منتفی و بایگانی شد!
مجلس اول مشروطه، اختیارات و حقوق و مواجب شاه را تعیین و محدود کرد. از حقوق همه شاهزادگان و مستمری خواران کاست. مجلس دوم در برابر اولتیماتوم خطرناک روسیه ایستاد و حتی تعطیلی خود بوسیله مأموران پلیس و ژاندارم را پذیرفت. مجالس سوم و چهارم نیز خوب عمل کردند. قرارداد ۱۹۱۹ هرگز مورد قبول مجلس قرار نگرفت. مجلس پنجم در برابر دیکتاتوری رنگ باخت و مجالس ششم، هفتم، هشتم، نهم، دهم، یازدهم، دوازدهم و سیزدهم در نظر مردم ارج و بهایی نیافتند.

مجلس جای سرگرمی و تفریح نیست!

هر اندازه مجلس در اوضاع کشور تأثیرگذار باشد، هر اندازه نمایندگان به نمایندگی از موکلان خود، اقشار ملت، دولت را مورد سؤال و حتی استیضاح قرار دهند در فرجام به نفع مصالح عالیه مملکت است.
ترکیه در ۱۹۴۰ و ۱۹۴۱/ ۱۳۱۹/۱۳۲۰ ه.ش مجلس آزاد، آزادی بیان، حزب بزرگ خلق و مطبوعات آزاد داشت. نه شوروی، نه آلمان، نه انگلیس جرأت اشغال آن را- که سرزمینش از نظر ژئوپلتیک در رده اول اهمیت بود- نیافتند. آلمانی ها تا اژه پیش آمدند و جرأت حمله به ترکیه را نیافتند. روسها نیز همچنین انگلیسی ها نیز همینطور. اما ایران با مجلس فرمایشی، اختناق، مطبوعات در بند و نبود احزاب در ۷۲ ساعت اشغال شد.
پس مجلس آزاد و ممتاز و منتقد به نفع حاکمیت و امنیت مملکت نیز هست. مجلس ساکت و بی روح، مجلس نیست؛ باشگاه سرگرمی و سخنرانی و تفریحات سالم است! مجلس آن است که روح و هیجان و اختلاف نظر و بحث و مناظره و مناقشه داشته باشد. قوانین مانند آب خوردن در آن به تصویب نرسند. نمایندگان کنجکاوانه مسایل و مشکلات مردم را رصد و در مجلس بیان کنند. پرسش و تحقیق حق مجلس است.
کمیسیون عرایض و شکایات باید محل مراجعه و آسودگی خاطر و رفع مظالم مردم باشد. باید مجلس جایگاه هایی برای مراجعه و شکایات و تظلمات مردم داشته باشد؛ هر گاه در جایگاه ها و مراجع و نهادهای دیگر به دادخواهی آنان رسیدگی نشده باشد.
موی سفید در مجلس، به مجلس تشخص می دهد. نمی دانم چرا از دیدن موی سفید چندین نماینده متشخص لذت می برم. آنها در سخن گفتن تردید و اگر و مگر به کار نمی برند. نگران نیستند واهمه ندارند. ندیده ام جز از سر احساس و غرض سخن بگویند. پختگی و متانت خاص دارند و مهمتر اینکه دردهای مردم را با تمام وجود حس می کنند. بعضی دیگر هم این دوره خوش درخشیدند. منتقد دولت بودند، اما دلسوزی نشان می دادند، به همین جهت مهرشان بر دلها نشسته است. به نظرم نماینده مجلس باید سابقه اداری طولانی، تجربیات ممتد و پختگی خاصی داشته باشد. گرچه اکنون جوانگرایی در دنیا رسمی متعارف و جا افتاده است، اما دیدن موهای سفید در میان اعضای پارلمانهای جهان، حکایت از آن می کند که این کرسی ها را به دست هر کس که از راه می رسد، نباید سپرد.