قصد دارم تا در ۳ اپیزود بمب های خبری هفته گذشته را بیان کرده و در پایان نیز نتیجه گیری.

– اپیزود اول

هفته گذشته یکی از مسئولان سینمایی گفت: «اگر فیلم اصغر فرهادی ، جایزه گلدن گلوب را نگیرد عداوت آمریکا با ما را نشان می دهد». با برگزاری مراسم ، فیلم اصغر فرهادی با تمام کم و کاستی ها ، با تمام نقاط قوت و ضعف به عنوان بهترین فیلم غیر انگلیسی در شصت و نهمین دوره مراسم اهدای جوایز گلدن گلوب انتخاب شد.جوایز گلدن گلوب را انجمن مطبوعات خارجی هالیوود اعطاء می‌کند. گلدن گلوب پس از اسکار مهمترین جایزه سینمایی در آمریکاست.

با برنده شدن این فیلم ، بسیاری در داخل و خارج به تحسین این اثر و کار محنصر بفرد فرهادی پرداختند. از سایتها و روزنامه های معاند  خارجی تا سایت های داخلی حامی مردم. از صفحات فیس بوک تا پیامک های تبریک. در این میان برخی از سایت ها و روزنامه ها نیز انتقاداتی داشتند، انتقاداتی بعضاً روا و بعضاً ناروا.

اصغر فرهادی بر روی استیج رفت و پشت میکرفون مردم ایران را صلح طلب اعلام کرد و حضار نیز اشک شوق ریختند.

سخنان فرهادی و انتقادات و تحسین ها همچنان ادامه دارد…

– اپیزود دوم

به فاصله یک روز پس از بمب خبری جایزه گلدن گلوب، این گلشیفته فراهانی بود که خبر ساز شد. مجله فرانسوی‌زبان «مادام لا فیگارو» تصاویری روی وب‌سایت خود قرار داد که در آن هفت بازیگر نامزد جایزه سزار، اسکار سینمای فرانسه، در حال برهنه شدن دیده می‌شوند. گلشیفته فراهانی یکی از این بازیگران است.

عده ای در داخل بر طبل آزادی کوفتند و آنرا در راستای آزاد بودن هر فرد  و حریم خصوصی آن دانستند و عده ای نیز به مخالفت.

این امر آنقدر باور کردنی نبود که پدر و مادر گلشیفته ابتدا این عکس را فتوشاپ دانستند و این عمل را امری ضد فرهنگ ایرانی اعلام کردند و از گلشیفته آنرا نفی کردند.

با پخش کلیپ ویدئویی، راستی این عمل بر همگان اثبات شد.

پوشش این بمب خبری همچنان ادامه دارد……

– اپیزود سوم

” پزشک ایرانی برترین محقق جهان شد” این خبر درست به فاصله کوتاهی از دو مبمب خبری بالا منتشر شد. خبری که به کسب عنوان «برترین محقق جهان در زمینه سرطان و بیماری‌های خونی» در کمیته مطالعات بین‌المللی مرکز تحقیق بین‌المللی خون و پیوند مغز استخوان امریکا توسط دکتر اردشیر قوام زاده اختصاص داشت.

علی رغم حق دکتر قوام زاده از بهره مندی این جایزه ۱۰۰ هزار دلاری، دکتر عزیز این جایزه را می خواست به انجمن جهانی حمایت از بیماران سرطانی هدیه کند که با پارادوکس عجیب مردان آمریکائی مواجه شد. آری درست در فاصله چند روز بعلت تحریم ایران دریافت این جایزه کان لم یکن تلقی شد.

این خبر بمب خبری نشد.

پوشش خبری متوقف ماند…

 

-حرف دل:

با نگاهی کوتاه به  ۳ اپیزود بالا چند نکته به ذهن می رسد:

– شاید اصغر فرهادی اینقدر ذوق زده گرفتن جایزه شده بود که همچون آن سید شیک پوش از یادش رفته بود که نماینده چه مردمی است.

– احتمالاً اصغر فرهادی می خواست تا با دلجوئی از مردم آمریکا و دولتمردان آن تلافی تحریم های یکجانبه آمریکا توسط ایران، کشتار ۲۶۰ نفر آمریکائی در آسمان توسط ناو ایرانی و یا ترور دانشمندان هسته ای آمریکا در خیابان های نیویورک توسط ایران و یا پشتیبانی از گروهای تروریستی ریگی و کومله و … برای عملیات در خاک آمریکا و یا  خیلی از جنایت های دیگر را جبران کند و ایران را صلح طلب معرفی کند.

آقای فرهادی نیازی به معرفی جنابعالی نبود چرا که تمام جهان می دانند که ایران چه سابقه ای در صلح دارد و آمریکا چه سابقه ای. تمام مردم جهان می دانند که ایران نه متجاوز است و نه تروریست.

یاد جمله ای سید شهیدان اهل قلم شهید آوینی افتادم:

حقیقت این است که کسب توفیق در جشنواره های خارج از کشور، ارزشی را اثبات نمی کند. آنها به تکنیک محض جایزه نمی دهند و راهشان نیز با ما متفاوت است. تکنیک و محتوا را نیز نمی توان از یکدیگر تفکیک کرد و چون این چنین است، پر روشن است که آنها کدامین فیلم ها را می خواهند

– آیا تاکنون دوستان رسانه ای ما به فکر این افتاده اند که چرا بایستی جایزه فرهادی را بوق کرنا کنند و حتی وزارت امور خارجه آمریکا پیام تبریک بفرستند اما جایزه علمی قوام زاده را تحریم؟

براستی چه فرقی میان ترمه فیلم فرهادی و پسر ۴ ساله شهید مصطفی احمدی روشن هست؟

آری وقتی ارزشها را چپه معرفی می کنیم بایستی منتظر همچنین اتفاقاتی نیز باشیم اتفاقاتی همچون قلمداد مستجهن بودن در راستای آزادی. برتری یافتن  لیبرالسیم و سکولار بر بیرق علم و کمک های انسان دوستانه در چنین شرایطی اتفاق می افتد

اینجاست که می گویند از ماست که برماست…

سید جواد میربابائی